الاغ فعالیت انقلاب محمدرضا راهنمایی شهادت

الاغ: فعالیت انقلاب محمدرضا راهنمایی شهادت وصیت نامه ماندگار شلمچه

گت بلاگز اخبار حوادث من کتابهای زیادی نوشته ام/ 15سال قبل عاشق المیرا شدم ولی نتوانستم با او ازدواج کنم تا… ، متهم به قتل

ایران نوشت:شامگاه 373 روز قبل در بزرگراه آزادگان مرد جوانی با شلیک گلوله کشته شد. 

متهم به قتل:من کتابهای زیادی نوشته ام/15سال قبل عاشق المیرا شدم ولی نتوانستم با او ازدواج کنم تا…

عبارات مهم : اسلحه

ایران نوشت:شامگاه 373 روز قبل در بزرگراه آزادگان مرد جوانی با شلیک گلوله کشته شد.

دربررسی های تخصصی مشخص شد همسر مرد جوان با همدستی مرد مورد علاقه اش، عاملان این جنایت هستند. بدهید ترتیب هر دوی آنها بازداشت شدند.

مرد جوان که کیوان نام داشت دربازجویی به قتل مرتضی –مقتول- اعتراف کرد و گفت: «قصد کشتن او را نداشتم. فقط می خواستم مقتول را بترسانم. چراکه المیرا به من گفته بود شوهرش مرتضی او را بشدت اذیت می کند. به همین خاطرنقشه ای طراحی کردیم و المیرا به بهانه اینکه ماشینش خراب شده، شوهرش را به محل مورد نظر کشاند و من هم با شلیک چند گلوله او راکشتم.»

من کتابهای زیادی نوشته ام/ 15سال قبل عاشق المیرا شدم ولی نتوانستم با او ازدواج کنم تا… ، متهم به قتل

اما با گذشت یک سال از جنایت، کیوان، صبح دیروز در آخرین جلسه دفاع خود، بیانات جدیدی مطرح کرد و گفت: 15 سال قبل به المیرا علاقه مند شدم ولی نتوانستم با او ازدواج کنم. به همین خاطر بعد از مدتی المیرا را فراموش کردم. در این مدت نویسنده شدم و کتاب های زیادی نوشتم و به خاطر کارهای هنری ام به کشورهای زیادی رفتم و لوح ها و تقدیرنامه های زیادی گرفتم. بعد هم با زن دکتری ازدواج کردم و زندگی خوبی داشتم تا اینکه المیرا برایم در اینستاگرام خبر داد. از مشکلاتش گفت و اینکه نفرین من باعث مشکلاتش شده است هست. خلاصه رابطه ما شروع شد و یکبار گفت می خواهد قاچاقی به همراه فرزند اش از مرز خارج شود و به انگلیس نزد برادرش برود. به او گفتم جهت یک زن جوان این کار خوب نیست و صبر کن تا گذرنامه بگیری. ولی المیرا مدام از شوهرش گلایه می کرد. بعد هم گفت که همسرش باید بمیرد تا هم از دست آزار و اذیت هایش نجات یابد هم اینکه ارثیه او به پسرش برسد. ولی من نمی خواستم کسی در این میان کشته شود و فقط گفتم جهت گرفتن زهر چشم آماده همکاری ام.

وی ادامه داد:شب اتفاق من سواربرموتورسیکلتی همراه دوستم پشت سر خودروی المیرا، حرکت می کردیم. مرد نقاب داری هم تعقیب مان می کرد. در محلی که قرار بود نقشه را اجرا کنیم از موتور پیاده شدم.همانجا منتظر بودم که ناگهان مرتضی مرا دید. به نظرم مرا شناخت، چون قبلاً المیرا تصویر مرا در اینستاگرام لایک کرده بود و او هم نیم ساعت بعد عکسم را لایک کرد. به طرف من آمد و با دست دو ضربه به من زد. ناگهان اسلحه ای که زیر بغلم بود افتاد و من آن را برداشتم و ناخواسته یک تیر به مرتضی شلیک کردم. بعد هم اسلحه از دستم افتاد و فرار کردم و خودم را به بالای تپه ای که در آن نزدیکی بود رساندم. آنجا بود که دیدم مردی که کلاه کاسکت داشت اسلحه را از زمین برداشت و به سمت مرتضی شلیک کرد. ولی زمانی که دستگیر شدم به خاطر قولی که به المیرا و خانواده اش داده بودم قتل را به گردن گرفتم. من حتی صدای ضبط شده است المیرا را دارم که با خانواده ام صحبت کرده و گفته به خاطر خانواده شوهرم مجبورم که یکسری حقایق را پنهان کنم. الان هم اگر بعد از یکسال حرف می زنم جهت این است که می بینم المیرا تمام اتهامات را به گردن من انداخته است.این درحالی بود که المیرا مدعی شد کیوان، شوهرش را کشته و در وقت اتفاق اصلاً نمی دانسته که او قرار است شوهرش را بکشد.

ایران نوشت:شامگاه 373 روز قبل در بزرگراه آزادگان مرد جوانی با شلیک گلوله کشته شد. 

باتوجه به بیانات تازه متهم جوان، دستور تحقیقات در این خصوص صادرشد تا ابهام های موجود درپرونده برطرف شود.

واژه های کلیدی: اسلحه | کیوان | ازدواج | خانواده | اخبار حوادث

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs